جعفر شهرى باف

121

طهران قديم ( فارسى )

فرا رسيدن آژان را داشتند و مشتى فقير و ذليل و پير و پاتال تماشاچى كه مشتريانشان را تشكيل مىدادند و جمله مذكور « خدا هيچ عزيزى را ذليل نكند » را عنوان و نقطهء عطف آن قرار داده بود . روزنامه ناهيد جريده‌اى بود طبق سرلوحهء خود ، سياسى ، فكاهى ، كاريكاتورى كه بعد از كودتاى 1299 با حمايت حكومت جديد و كمك مالى او بوجود آمده با همين گراور هم كه كنايه به رضا شاه بود توسط همان دولت چهره به نقاب تراب پوشانيد . روزنامه‌اى بود خادم و ستايشگر دولت كه در جنبهء تبليغى كاهى را كوه كرده در كوبيدن مخالفان او وقاحت را بنهايت مىرساند با قلمى برنده و دريده و تسلطى كه بهر صورت ميتوانست آن را چرخانده بهره‌گيرى نمايد . مثلا آنجا كه دستور كوبيدن روحانيت ميرسيد سخن را به آنجا مىرساند كه حتى از مؤسس آئين اسلام نيز چشم‌پوشى نكرده جهت خوشنودى دستگاه وى را هم از خود هوچى بىآبرويش قياس گرفته ميگويد : جار زد آن جارچى م . . . الدنيا مزرعة الاخره ، و آن را تا مرتبه‌ى چاكرى و گوش بفرمانى خود را بدستگاه نشان بدهد بىاعتنا به احساسات مردم در همين شماره چاپ مىكند و از آنجا كه « چون اجل بزغاله برسد نان چوپان را مىخورد » همين باعث مىشود كه دستگاه هم آن را به حساب خود در حمايت از دين گذاشته براى هميشه با او تصفيه حساب بكند . بارى اگر روضه و تعزيهء خانهء فقير و كاسب رنگ و ريايى نداشت و فقط بخاطر عقيده و شعائر مذهبى و عزادارى انجام مىگرفت روضه و تعزيهءخانه‌هاى بزرگان و رجال جز وسيلهء اعمال نظرهاى خصوصى نبود و وسيله‌اى جهت تحميق و بهره‌گيرى از عوام و كسب لذات و اطفاء تمايلات و شهوات كه از جملهء آنها نمونهء زير مىباشد : ظل السلطان در خانه‌اش كه فعلا محل وزارت آموزش و پرورش مىباشد سالانه يك دهه روضه مىخواند و دلاله‌هايى را پول مىداد و در ميان زنان مىگماشت تا هر يك را كه مىپسندند با گل و گچ به پشت چادرشان نشان بگذارند و هنگام خروج طبق آن نشان آنها را به اندرون كشيده بحضور ببرند ، همراه با بهره‌گيرىهاى مالى و سياسى و غير آن كه از توضيحشان خوددارى